محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6755

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سپاهيان دمشق كه مفتون شده بودند بدانها پيوستند ، يوسف بن ابراهيم بغا مردى ، عامل احمد بن كيغلغ بر اردن ، با آنها نبرد كرد كه وى را بشكستند و امانش دادند ، سپس با وى خيانت كردند و او را بكشتند و شهر طبريه را غارت كردند و زنان را به اسيرى گرفتند و گروهى از مردم آن را بكشتند . سلطان ، حسين بن حمدان را با سرداران معتبر به تعقيب آنها فرستاد كه وارد دمشق شد به وقتى كه دشمنان خدا وارد طبريه شده بودند و چون خبر ابن حمدان به آنها رسيد سوى سماوه رفتند . حسين به دنبال آنها رفت و در صحراى سماوه تعقيبشان مىكرد ، آنها از آبى به آبى مىرفتند و آن را كور مىكردند تا به دو آب دمعانه و حاله رسيدند و حسين از دنبال كردنشان باز ماند كه آب نداشت . پس سوى رحبه بازگشت . قرمطيان با نصر كه گمراهشان كرده بود ، شبانه سوى دهكدهء هيت رفتند و صبحگاهان كه مردم آن غافل بودند با طلوع آفتاب بدانجا حمله برد ، نه روز مانده از شعبان ، كه اطراف هيت را غارت كرد و هر كس از مردم دهكده را بدست آورد بكشت و منزلها را بسوخت و كشتىهايى را كه در فرات به دسترس وى بود به غارت داد . چنان كه گويند از هيت نزديك دويست كس را از مرد و زن و كودك بكشت و هر - چه مال و كالا بدست آورد بگرفت و چنان كه گويند سه هزار مركوب بار كرد كه دست كم نزديك دويست خروار [ 1 ] گندم همراه برد و چندان پارچه و عطر و خرده . كالا كه بدان نياز داشت . بقيهء روزى را كه وارد هيت شده بود و روز بعد را آنجا ببود و پس از مغرب سوى صحرا رفت ، اين همه را از اطراف هيت بدست آورده بود و مردم شهر در داخل ديوار حصارى شده بودند . محمد بن اسحاق كنداجيقى با جمعى از سرداران با سپاهى انبوه به سبب ابن قرمطى سوى هيت روان شد و چند روز بعد مونس خازن نيز از پى وى رفت . از محمد بن داود آورده‌اند كه گفته بود : « قرمطيان صبحگاهان به هيت هجوم بردند ، به وقتى كه مردم آن غافل بودند ، خدا به وسيلهء ديوارهاى هيت از هجوم

--> [ 1 ] كلمهء متن : كر ، كه آن را بر ابر پنج بار خر گرفته‌اند كه بتقريب همان خروار مىشود ( م )